أحوازيا؛ هل أصبحنا نسير على خطى التيار البهلوي الفاشل؟

هناك نمط من العمل السياسي المضلِّل – إن صح التعبير – برز في الفترة الأخيرة، يقوده نجل الشاه المخلوع محمد رضا بهلوي. هذا الرجل، بعد فشله في التأثير على الشارع الإيراني، يحاول تصدّر المشهد عبر وسائل إعلامية تدعمه بشكل مباشر أو غير مباشر، مثل قناتي “إيران إنترناشنال” و”من وتو”، مستفيدًا من دعم إقليمي متغيّر.

يعتمد هذا النهج على صناعة صورة إعلامية مضخّمة، من خلال الترويج لنشاطات وفعاليات تبدو وكأنها رسمية أو ذات وزن سياسي كبير، بينما هي في حقيقتها محدودة التأثير. يتم ذلك عبر استئجار قاعات صغيرة مخصّصة عادةً لأنشطة المجتمع المدني داخل بعض البرلمانات الأوروبية، ثم دعوة عدد محدود من الحضور – قد يكون بينهم عضو أو اثنان من البرلمانيين – وتصوير الحدث على أنه لقاء رسمي داخل البرلمان.

استمر في القراءة “أحوازيا؛ هل أصبحنا نسير على خطى التيار البهلوي الفاشل؟”

بازگشت به واقعیت؛ به رسمیت شناختن تنوع ذاتی ایران پیش از آنکه تجربه یوگسلاوی به واقعیتی گریز ناپذیر تبدیل شود

ویدئو- پادکست- واکاوی ریشه‌های ملی‌گرایی افراطی در کتاب عرب‌ستیزی در ادبیات معاصر ایران

تهیه و تدوین: اتحاد ملی احواز- این کتاب با عنوان «عرب‌ستیزی در ادبیات معاصر ایران» نوشته جویا بلوندل سعد، به واکاوی ریشه‌های ملی‌گرایی افراطی و بازتاب آن در آثار نویسندگان برجسته ایرانی می‌پردازد. نویسنده تشریح می‌کند که چگونه بخشی از روشنفکران معاصر برای بازسازی هویت ملی، به ستایش دوران باستان روی آورده و در مقابل، تصویری منفی و بیگانه از فرهنگ عرب ارائه داده‌اند. متن به تأثیرات نظریات نژادی غربی بر اندیشه نخبگان ایرانی اشاره کرده و نقش حکومت پهلوی را در ترویج این نوع باستان‌گرایی تحلیل می‌کند. در این اثر، دیدگاه‌های ادیبان متفاوتی از جمله صادق هدایت، جلال آل‌احمد و سیمین دانشور مورد بررسی قرار گرفته تا تضادهای فکری میان اسلام‌خواهی و ناسیونالیسم ایرانی روشن شود. در نهایت، کتاب تلاش دارد نشان دهد که این بیگانه‌ستیزی ادبی چگونه به ابزاری برای سرکوب مردم عرب و به کانون شعله وری بحران‌های سیاسی و اجتماعی در تاریخ مدرن ایران تبدیل شده است.

مفاوضات إسلام أباد بين إيران وأمريكا وتداعياتها الإقليمية/ حامد الكناني

مذاکرات اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا و پیامدهای منطقه‌ای آن/ حامد کنانی

با پیگیری مذاکراتی که امروز میان هیأتی از ایالات متحده آمریکا و هیأتی دیگر از ایران در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، و با حمایت دولت پاکستان آغاز شده است، روشن می‌شود که این مذاکرات ممکن است با برخی موانع و چالش‌ها روبه‌رو شود. از سوی دیگر، نوعی از باورهای متناقض و متفاوت میان آنچه ایران می‌خواهد و آنچه واشنگتن می‌خواهد وجود دارد.

در واشنگتن، انگیزه و اساس حرکت، چه در بعد سیاسی، نظامی یا حتی مذاکره‌ای، منافع است؛ یعنی بر اساس منطق منافع عمل می‌کند. در این چارچوب، تحرک آمریکا برای تحقق منافع خود و کسب دستاوردهای مادی در این گفت‌وگوها صورت می‌گیرد. بنابراین ممکن است با شروط ایران موافقت کند. اما در مقابل، هیأت ایرانی انگیزه‌ای متفاوت دارد، چرا که نماینده بقایای یک نظام ایدئولوژیک مبتنی بر عقیده و دارای ریشه‌های فکری عمیق است؛ نظامی که با منافع مادی اداره نمی‌شود و مسیر آن را این منافع تعیین نمی‌کنند، بلکه میزان پایبندی به اصول انقلاب و تحقق اهداف آن تعیین‌کننده مسیر هیأت ایرانی است.

این اصولی که انقلاب تعیین کرده و اهدافی که در ایران دنبال می‌کند، دارای امتداد ایدئولوژیک هستند و از این‌رو نمی‌توان آن‌ها را از سوی ایالات متحده مهار یا کنترل کرد. با این حال، همان‌طور که گفته شد، آمریکا ممکن است دست‌کم در ظاهر نسبت به اهداف بلند مدت تهران چشم‌پوشی کند، در صورتی که طرف ایرانی متعهد شود نوعی «عقب نشینی تاکتیکی» داشته باشد یا این مسیر را به‌طور موقت متوقف کند. در اینجا، اتفاقی مشابه سال ۲۰۱۵ تکرار می‌شود؛ زمانی که رئیس‌جمهور آمریکا باراک اوباما با توقف موقت برنامه برای ده سال موافقت کرد و توافق هسته‌ای امضا شد، که نتیجه آن برای کشورهای منطقه فاجعه‌بار بود و ممکن است این کشورها بار دیگر در آینده بهای صلحی که در انتظار آن نشسته اند، را بپردازند.

استمر في القراءة “مذاکرات اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا و پیامدهای منطقه‌ای آن/ حامد کنانی”

المدونة على ووردبريس.كوم. قالب: Baskerville 2 بواسطة Anders Noren.

أعلى ↑