روز گذشته در یکی از سالنهای پارلمان اروپا در بروکسل، نشستی از سوی اپوزیسیون ایران برگزار شد که در آن تشکلهایی نماینده ملتهای غیر فارس در قالب «کنفرانس ملتهای ايران فدرال» حضور داشتند. این نشست به بررسی آینده ایران و دیدگاههای نیروهای مخالف در طیفهای مختلف، از جمله مؤلفههای ملتهای غیر فارس، اختصاص داشت.
با وجود دعوت از جریانهای مختلف، برخی نیروهای فارس، بهویژه جریان سلطنتطلب به رهبری رضا پهلوی، در این نشست حضور نداشتند. این غیبت بازتابدهنده موضع سیاسی شناختهشده این جریانهاست که بهطور کلی با ایده نظام فدرال یا هر الگوی غیرمتمرکز مبتنی بر تنوع قومی مخالفت میکنند.
این موضع، پدیدهای مقطعی یا محدود به یک گروه خاص نیست، بلکه شامل طیف گستردهای از جریانهای اپوزیسیون فارس میشود که انتقال از نظام متمرکز به نظام غیرمتمرکز را «خط قرمز» تلقی میکنند. حتی در مواردی که ایدههایی درباره توزیع قدرت مطرح میشود، معمولاً در چارچوبی ارائه میگردد که عملاً ساختار متمرکز دولت را حفظ میکند، هرچند با نام فدرالیسم.
این مقاله نوشته احمد محمدپور، ایدئولوژی ناسیونالیسم ایرانی را مورد نقد قرار میدهد و بهطور مشخص مکتب «ایرانشهری» را که بر هویت ملی یکپارچه و یگانه تأکید دارد، به چالش میکشد. نویسنده با بهرهگیری از چارچوبهای انسانشناسی و جامعهشناسی استدلال میکند که مفهوم «فرهنگ یکپارچه ایرانی» یک ساخته سیاسی مدرن است که با هدف سرکوب واقعیتهای متنوع قومی و زبانی کشور شکل گرفته است.
او با بررسی ریشههای تاریخی اسطورههای آریاییگرایانه و ظهور دولت پهلوی نشان میدهد که تحمیل زبان فارسی بهعنوان ابزاری استعماری عمل کرده و به حاشیهراندن گروههایی مانند کردها، ترکها و عربها انجامیده است.
محمدپور خواستار بازگشت به تعریف گستردهتری از فرهنگ است و ایران را نه بهعنوان یک ملت یکدست، بلکه بهمثابه جغرافیایی چندملیتی میبیند که در آن گروههای مختلف از حقوق ذاتی برای حفظ تاریخها و هویتهای متمایز خود برخوردارند.
در نهایت، این متن مبارزات جمعیتهای غیرفارس را بهعنوان نوعی مقاومت فرهنگی مشروع در برابر تلاشهای صدساله برای یکسانسازی اجباری و حذف هویتها از سوی دولت تفسیر میکند.
يجب عليك تسجيل الدخول لكتابة تعليق.