این مقاله نوشته احمد محمدپور، ایدئولوژی ناسیونالیسم ایرانی را مورد نقد قرار میدهد و بهطور مشخص مکتب «ایرانشهری» را که بر هویت ملی یکپارچه و یگانه تأکید دارد، به چالش میکشد. نویسنده با بهرهگیری از چارچوبهای انسانشناسی و جامعهشناسی استدلال میکند که مفهوم «فرهنگ یکپارچه ایرانی» یک ساخته سیاسی مدرن است که با هدف سرکوب واقعیتهای متنوع قومی و زبانی کشور شکل گرفته است.
او با بررسی ریشههای تاریخی اسطورههای آریاییگرایانه و ظهور دولت پهلوی نشان میدهد که تحمیل زبان فارسی بهعنوان ابزاری استعماری عمل کرده و به حاشیهراندن گروههایی مانند کردها، ترکها و عربها انجامیده است.
محمدپور خواستار بازگشت به تعریف گستردهتری از فرهنگ است و ایران را نه بهعنوان یک ملت یکدست، بلکه بهمثابه جغرافیایی چندملیتی میبیند که در آن گروههای مختلف از حقوق ذاتی برای حفظ تاریخها و هویتهای متمایز خود برخوردارند.
در نهایت، این متن مبارزات جمعیتهای غیرفارس را بهعنوان نوعی مقاومت فرهنگی مشروع در برابر تلاشهای صدساله برای یکسانسازی اجباری و حذف هویتها از سوی دولت تفسیر میکند.
اكسر الصمت وعبّر عن رأيك