چگونه دولت‌های مرکزی ایران پس از جنگ دوم جهانی در برابر طرح قدرت‌های جهانی درباره حقوق قومی و سیاسی ملل غیر فارس مقاومت کردند

اتحاد ملی احواز- حمایت قدرت‌های پیروز جنگ جهانی دوم از حقوق قومی و سیاسی ملل غیر فارس در ایران پس از پایان جنگ جهانی دوم، در قالب طرح «کمیسیون سه‌جانبه برای ایران» در دسامبر ۱۹۴۵، به‌عنوان تلاشی برای مدیریت بحران‌های سیاسی و اجتماعی ایرانِ پس از اشغال مطرح شد. سه قدرت پیروز، یعنی بریتانیا، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا، در حالی بر استقلال و تمامیت ارضی ایران تأکید می‌کردند، مجموعه‌ای از پیشنهادها را ارائه دادند که عملاً به بازتعریف رابطه دولت مرکزی با اقوام و مناطق مختلف کشور می‌انجامید.

در این طرح، برای نخستین‌بار در سطح یک سند بین‌المللی، بر استفاده آزاد از زبان‌های غیرفارس مانند عربی، ترکی و کردی در آموزش و سایر حوزه‌ها تأکید شد. این موضوع را می‌توان نوعی به‌رسمیت‌شناسی حقوق فرهنگی اقوام دانست که هم پاسخی به شکاف‌های میان مرکز و مناطق بود و هم تلاشی برای جلب رضایت همه عناصر جمعیت. در عین حال، این پیشنهاد نوعی فشار بین‌المللی برای پذیرش تنوع زبانی در ساختار حکمرانی ایران ایجاد می‌کرد. با وجود این، چنین حقوقی هرگز در چارچوبی پایدار و رسمی، چه در دوره پهلوی و چه پس از انقلاب ۱۳۵۷، به‌طور کامل اجرا نشد.

از سوی دیگر، تمرکززدایی سیاسی از طریق احیا و تقویت انجمن‌های ایالتی و ولایتی، به‌عنوان یکی از محورهای اصلی طرح مطرح شد. این نهادها که ریشه در قانون اساسی مشروطه داشتند، قرار بود با اصلاحات جدید و تحت نظارت بین‌المللی شکل بگیرند و حتی انتخابات اولیه آن‌ها نیز زیر نظر مستقیم کمیسیون سه‌جانبه برگزار شود. همچنین، اختیارات، بودجه و ساختار این انجمن‌ها می‌توانست با توصیه قدرت‌های خارجی بازتعریف شود. در نتیجه، این طرح نوعی الگوی تمرکززدایی کنترل‌شده بود که همزمان به کاهش تنش‌های قومی و منطقه‌ای و حفظ ثبات کشور در چارچوب منافع قدرت‌های بزرگ می‌اندیشید.

در بخش دیگری از این سند، بر تسریع خروج نیروهای متفقین از ایران تأکید شده بود؛ موضوعی که به‌ویژه با بحران‌های پس از اشغال در مناطق شمالی مرتبط بود. با این حال، این تعهد به‌صورت مشروط به بهبود شرایط داخلی و کاهش اصطکاک‌ها مطرح شده و در عمل می‌توانست به ابزاری برای فشار بر دولت ایران جهت پذیرش اصلاحات پیشنهادی تبدیل شود.

در تفسیر سیاسی این طرح، اگرچه اشاره مستقیمی به قدرت‌گیری محمدرضا پهلوی نشده است، اما می‌توان آن را در چارچوب تلاش قدرت‌های پیروز برای ایجاد نظامی باثبات اما قابل‌نفوذ در ایران تحلیل کرد. در این چارچوب، پذیرش نوعی حقوق قومی و مشارکت منطقه‌ای می‌توانست بخشی از پروژه ثبات‌سازی باشد، در حالی که دولت مرکزی مورد حمایت، از جمله سلطنت پهلوی، ناگزیر به پذیرش حداقلی از این اصلاحات تلقی می‌شد. با این حال، این توازن پیشنهادی هرگز به‌طور کامل تحقق نیافت.

در جمع‌بندی، این سند را می‌توان تلاشی دوگانه دانست: از یک سو، حمایت از حقوق فرهنگی و سیاسی اقوام و پیشنهاد تمرکززدایی و مشارکت محلی، و از سوی دیگر، مداخله مستقیم در ساختار قانون‌گذاری و انتخابات و تلاش برای شکل‌دهی به نظم سیاسی ایران تحت نظارت خارجی. در نهایت، اگرچه این طرح برخی مطالبات قومی و زبانی را به رسمیت می‌شناخت، اما اجرای آن با مقاومت دولت مرکزی و نیروهای ملی‌گرا مواجه شد و بسیاری از حقوق مطرح‌شده در آن، در ساختار سیاسی ایرانِ بعدی، چه در دوره پهلوی و چه در جمهوری اسلامی، تحقق نیافت.

ترجمه سند:

پیش‌نویس کمیسیون سه‌جانبه انگلیس و آمریکا برای امور ایران، ۲۵ دسامبر ۱۹۴۵

دولت‌های بریتانیای کبیر، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده در مورد تشکیل کمیسیون سه‌جانبه برای مسائل ایران توافق کرده‌اند و این توافقنامه را برای موافقت به دولت ایران ارائه می‌دهند.

مقررات به شرح زیر است:

۱. کمیسیون این واقعیت را به عنوان نقطه شروع خود در نظر می‌گیرد که در طول حضور نیروهای متفقین در ایران، اقتصاد و سازمان دولتی ایران مختل شده و مشکلاتی بین حکومت مرکزی و ساکنان برخی از استان‌ها ایجاد شده است. سه قدرت اذعان دارند که ممکن است در این زمینه مسئولیت‌هایی داشته باشند و بنابراین باید تلاش کنند تا به دولت ایران در برقراری مجدد شرایط عادی برای رضایت همه عناصر جمعیت و حفظ روابط دوستانه با سایر کشورها کمک کنند.

۲. با هدف رفع نگرانی‌های دولت ایران و رفع علل اصطکاک بین‌المللی، کمیسیون به مسئله تسریع هرچه بیشتر خروج نیروهای متفقین از ایران رسیدگی کرده و توصیه‌های مناسبی به دولت‌های سه قدرت ارائه خواهد داد.

۳. کمیسیون موارد زیر را در نظر خواهد داشت: (الف) تعهد بریتانیای کبیر و روسیه شوروی در معاهده ژانویه ۱۹۴۲ مبنی بر احترام به استقلال سیاسی، حاکمیت و تمامیت ارضی ایران؛ و (ب) اعلامیه مربوط به ایران که در کنفرانس تهران توسط رئیس جمهور روزولت، ژنرالیسیمو استالین و آقای چرچیل صادر شد.

۴. با هدف رفع اختلافات موجود بین حکومت مرکزی ایران و برخی از استان‌های کشور، کمیسیون به دولت ایران در تأسیس مجالس ایالتی، مطابق با مفاد قانون اساسی ایران، مشاوره و کمک خواهد کرد.

۵. توصیه‌های کمیسیون (که قبل از ارائه به دولت ایران باید به تأیید سه دولت برسد) کل ایران، از جمله آذربایجان را در بر خواهد گرفت.

۶. قوانین موجود که مفاد مربوط به قانون اساسی (در مورد مجالس ایالتی) را بسط می‌دهند، به عنوان نقطه شروع در نظر گرفته می‌شوند، اما کمیسیون هرگونه اصلاحیه‌ای را که به نظر لازم می‌رسد، به ویژه در مورد انتخابات مجالس ایالتی، اختیارات و وظایف مجالس و نحوه تأمین بودجه آنها، توصیه خواهد کرد.

۷. کمیسیون همچنین در مورد استفاده آزاد از زبان‌های اقلیت، مانند عربی، ترکی و کردی، برای اهداف آموزشی و سایر موارد، توصیه‌هایی ارائه خواهد داد.

۸. کمیسیون در فرآیند تدوین توصیه‌های خود، با دولت ایران و نمایندگان همه عناصر مهم جامعه از نزدیک مشورت خواهد کرد.

۹. قوای سه‌گانه تمام تلاش خود را برای ترغیب دولت ایران به تصویب قانون و اجرای توصیه‌های ارائه شده توسط کمیسیون به کار خواهند گرفت.

۱۰. کمیسیون هیچ توصیه‌ای که وحدت اساسی کشور ایران را تضعیف کند، ارائه نخواهد داد.

۱۱. اولین انتخابات ایالتی تحت نظارت کمیسیون برگزار خواهد شد.

اكسر الصمت وعبّر عن رأيك

المدونة على ووردبريس.كوم. قالب: Baskerville 2 بواسطة Anders Noren.

أعلى ↑